خواب خیلی عجیبی بود . چند تا آدم خوب و خوشحال بودند . و چند تا آدم مظطرب و ناراحت ودر خواب میدانستم که دسته دوم اهل فلسفه اند و مدام صدایی را میشنیدیم که میگفت خدا با اونایی که مشکل داره(دسته دوم) و نمی خواد راحت زندگی کنن رو به این مرض مبتلا میکنه البته خواب ازین پیچیده تر بود که فقط توی خواب می شد درکش کرد . داستان مربوطه به دیشبه
+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 12:10 PM توسط نگارنده
|